شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۰۵ - تاسف از درگذشت عمادالدین مردانشاه بن فخرالدین عربشاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صدر و گاه فلک و جاه تهی ماند زماهجگر شب، رخ خورشید براندود زآه
۲
مردم دیده عزت شد و کاری است سپیدهر که چون مردم دیده نکند جامه سیاه
۳
وای، کان غنچه نوبار فرو ریخت زبارآه. کان خسرو نو عهد در افتاد ز گاه
۴
ندب دولت ناباخته برچید بساطمنزل عالم نادیده برون تاخت زراه
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth