خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یا رب آن ماه تمام، آن من استکه به قد سرو خرامان من است
۲
با سر زلف پریشان، همه روزدر پی کار پریشان من است
۳
عمر جاوید طمع میدارمکه لبش چشمهی حیوان من است
۴
آن لب، آن لب، که شکر بندهی اوستکس چه داند، چه به دندان من است
صفحهٔ ۱ از ۳