خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز دل در عشق رایی میزندسنگ بر قفل بلایی میزند
۲
از ملامت پشت دستی میخوردبر سلامت پشت پایی میزند
۳
تار اشکم بسته بر قد چو چنگخارج پرده نوایی میزند
۴
زیر من زار است ترسم بگسلدزانکه او بر نیمنایی میزند
صفحهٔ ۱ از ۲