شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۸۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با که گویم راز چون همدم نمانددرد بگذشت از حد و مرهم نماند
۲
نقشِ یک همدم به من ننمود چرخوین بتر کز عمر هم یک دم نماند
۳
تر نگشت از دیده‌ی گریان منچرخ را، در دیده گوئی نم نماند
۴
چون که من قربان به تیغ غم شدمای فلک عیدی مکن که‌ت غم نماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth