خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا بر این نسزاید که از تو باشم دورمکن مکن که نهای در هلاک من معذور
۲
چه کردهام که چنین رفتهای ز من در خطچه کردهام که چنین کردهای مرا مهجور
۳
امید من مگسل ز آن دو لالهی سیرابخمار من مشکن زان دو نرگسِ مخمور
۴
در آرزوی تو جانم به لب رسید کنوندگر چه ماند نگوئی تو بر تن رنجور
صفحهٔ ۱ از ۴