شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا تولای تو کردم شدم از خود بیزاربا جفای تو خوشم گر تو نگیری آزار
۲
من بگریم تو بخندی چه کنم خوش باشمتو و آن خنده‌ی شیرین من و این گریه زار
۳
چون گل و خار ز بستان تو آمد نه رواستگل چو جان داشتن و خار رهاکردن خوار
۴
منبر اول تو نهی، دار به آخر تو زنیمن چو مشغول توام فارغم از منبر و دار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth