خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عشق یکزمان زدل من نفورباشای دل چو عاشقی به بلاها صبور باش
۲
عشق آتشی است کاب دودیده شراراوستدادمت پند و گفتمت زین کاردور باش
۳
دیوانه وار بسته زنجیر زلف باشپروانه وار سوخته نارو نور باش
۴
گاهی بسان آتش سوزان زبانه زنگاهی میان آتش سوزان بخور باش
صفحهٔ ۱ از ۲