خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چند خورم خون خود از دست دلشستم از دوست بهفت آب و گل
۲
زین شبش او داند و شمع ختنزین قبل او داند و ماه چگل
۳
بیدلی ار زانکه بدین چاشنیستباد دل از من به دو عالم بحل
۴
روز اگر میبرود گو برونیست غم او همه بر من سجل
صفحهٔ ۱ از ۲