شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو من عادت چنین دارم که غم را شادی انگارمبه بیماری چنان کآمد تو هم می‌دار تیمارم
۲
به درد تازه هر ساعت مرا مشغول خود می‌کناز این بیکار کم داری دمی بیکار مگذارم
۳
به یک غم ابلهی باشد که از عشق تو بگریزمچو یک غم بخشدم حالی غم دیگر طمع دارم
۴
مرا گویی مراد خویشتن را می‌شناسی هیشناسم، یار بد مهری و دانی عاشق زارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth