شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کو محرمی که قصه‌ی تو در میان نهمگوش سخن بگیرم و در یک کران نهم
۲
صد به نیوش وصل به یک رمز سر به مُهراز دست دل، برآرم و در دست جان نهم
۳
یک ره، اجازت کرمم ده ز بندگیتا محنتی ز صحبت او بر کسان نهم
۴
خوش کن بوعده‌ای، دل من، گو خلاف باشتا چشم انتظار، به عمری در آن نهم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth