خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از نو، رقمی بر دل درویش کشیدمخط، بر خرد عافیتاندیش کشیدم
۲
سودای تو ناخوانده درآمد ز در جاندر خانه دلی بود مرا، پیش کشیدم
۳
تا راز تو در سرخی رخساره بپوشمبس خون که به چشم از جگر ریش کشیدم
۴
دیدم که همه بیرقم درد تو صفرندمن هم رقم درد تو بر خویش کشیدم
صفحهٔ ۱ از ۲