خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شبِ دوش، با دوست می خوردهامبگو نوش، کز دست وی خوردهام
۲
به خصل سبک باج جان بردهامبد او، کران، ملک ری خوردهام
۳
من و مجلس خاک در کل عمرچنین می، کجا تا که کی خوردهام
۴
ز کوثر نم، از خلد خود دیدهامز آتش تف، از ورد خوی خوردهام
صفحهٔ ۱ از ۲