شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیز تا دست طرب یک دم، به جام می‌زنیمدوستگانی بر رخ ماه مبارک‌ پی زنیم
۲
پای در میدان عشق لعبتان غُز نهیمدست بر فتراک مهر لعبتان ری زنیم
۳
ما کم از پروانه‌ایم آخر، مگر می آتش استهرچه بادا باد، بل تا خویشتن بر وی زنیم
۴
لشکری می‌سازد اوباش خرابات آنگهیقصد تاج خان کنیم و رای ملک کی زنیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth