خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حق آن، که جز از تو، کسی گزیده نیامکه در فراق تو یک لحظه آرمیده نیم
۲
بریده شد رگ جانم ز تیغ فرقت توتو آن نگر که هنوز از تو، دل بریده نیام
۳
مباد بر رسن گیسوی تو دست نسیماگر چو چنبر ابروت قد خمیده نیام
۴
فلک ز دانه خال تو بینصیبم کناگر ز چنبر تو چون مرغ دل رمیده نیام
صفحهٔ ۱ از ۲