شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز دل را تازه شد درد کهن با یار نوبوالعجب شکلی‌ست این درد کهن دلدار نو
۲
گنبد نیلوفری ما را به تو خاری نهادای گل دل‌ها فدای ضربت این خار نو
۳
کار نو در پیش می‌باید گرفتن بعد از اینباز نو گردی بتا باید گرفتن کار نو
۴
گرچه دل بس نازنین و ناز تو بس دلکش‌ستدیر باید تا برآید دل به طبع بار نو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth