خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شکرخای شده گوش از تورخ ماه آمده شبپوش از تو
۲
از لطافت چو خیالی که شبیپر نکردهست کس آغوش از تو
۳
شام را غالیه در زلف ز توستماه را غاشیه بر دوش از تو
۴
ملک سلطان سپرم گر ببرمبه دو بوسه من مدهوش از تو
صفحهٔ ۱ از ۲