خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای همه شیران اسیر دام توتو سنان خویشتن بین رام تو
۲
باز مالیده که مردی افکنیکعبتین تیغ گردان جام تو
۳
هم عنانی کرده در راه قبولآفرین بخت، با دشنام تو
۴
مردم چشم روان، رخسار توحلقهی گوش خرد، پیغام تو
صفحهٔ ۱ از ۲