خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گوهر دیده کردهام، پیشکش جمال تواطلس رخ کشیدهام، در قدم خیال تو
۲
جان و خرد در آستین، بر طمعی همیدرمبو، که عنایتی کند، در حق من وصال تو
۳
در تو کجا رسد کسی، تا برسد به پای تومرغ تو کی شود دلی، گر نپرد به بال تو
۴
نیست اثیر مرد تو، خاصه کنون که بر فلکماه تمام در خط است، از خط چون هلال تو
صفحهٔ ۱ از ۳