خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ببری، تن بزنی، اینت بلائی که توئیشوخ رگی، سخت دلی سست وفائی که توئی
۲
چرخ بدان بوالعجبی دهر بدین حیله گریبوی نبردند چنین، رنگ نمائی که توئی
۳
برد بغارت غم تو، جان و تن و دین و دلمچشم بدان دور، زهی جمله ربائی که توئی
۴
خود دهدت دل کله ئی، نقش چو من یکدله ئیاینت دوروئی، دوزبانی، دو هوائی که توئی
صفحهٔ ۱ از ۳