خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای کزان چشمه جان بخش و دولب جان منیکوری جمله حسودان جهان، آن منی
۲
جان اگر همچو دلم پای تو آرد برکابزان عنان باز نتابم، که تو جانان منی
۳
لب و دندان تو را، سجده برم چون پروینکز جهان ای مه تابان، تو بدندان منی
۴
چشم من ابر بهار است، که می گرید زارتا تو در فصل زمستان گل خندان منی
صفحهٔ ۱ از ۲