شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در کار تو از دست بشد عهد جوانیمن سوخته زین غصه، نماندم، تو بمانی
۲
با آنکه من از عشق تو رسوای جهانمهم راضیم اندی، که تو زیبای جهانی
۳
رحم آر، چو دیدی که منم این نه، حبیبمشکرانه‌ی آن را که نه آنی که چنانی
۴
نی نی برو از تنگدلان یاد میاورآن ناز تو را بس که تو خود تنگ‌دهانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth