شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۱۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ تو فتنه جهان بودیگر نه، از دیده‌ی نهان بودی
۲
دل و دین رفت در سر غم توکاش باری امید جان بودی
۳
ز رخت یادگار خواستمیگرنه اشکم چو ارغوان بودی
۴
دل، به خستی به جان ز دست غمتگرنه رویم چو زعفران بودی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth