خلوتی با اثیر اخسیکتی
شمارهٔ ۶۲
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازوی ملک نیامیخت چو تو شمشیریخامه و هم نیانگیخت چو تو تمثالی
۲
از سراپردهٔ جاه تو هوا دهلیزیوز ترازوی وقار تو زمین مثقالی
۳
زخمه ی گرز، و،صلیل سرتیغت زعراقبخراسان وری افتاد ظفر را حالی
۴
زاده بخت جوان تو جهان کهن استطفل دیدی که تولد کند ازوی زالی
صفحهٔ ۱ از ۴