شعر را زندگی کن
خلوتی با اثیر اخسیکتی

شمارهٔ ۶۳ - اثیر رفت و بحضرت سپرد گنج سخن

قطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سماک قدرا، افلاک قدر تا، توئی آنکبه تیغ قادر بیچون قضای مقدوری
۲
دماغ چرخ که پر بادکبر سلطنت استبه پیش امر تو تن در دهد به مأموری
۳
سواد طره توقیع تو بر آتش رشکسیاه چرده کند مشک را، ز محروری
۴
بجام کین تو هر احمقی که مست شودقضاش زهر دهد از فقاع مخموری
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth