شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۶۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترسا بچه‌ای ناگه چون دید عیان منصد چشمه ز چشم من بارید روان من
۲
دی زاهد دین بودم سجاده‌نشین بودمامروز چنان دیدم زنار میان من
۳
سجاده به می داده وز خرقه تبرایینه کفر و نه ایمانی درمانده ز جان من
۴
نه بنده نه آزاد‌م‌، نه مدت خود دانماین است کنون حاصل در بتکده جان من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth