شعر را زندگی کن
خلوتی با سید حسن غزنوی

شمارهٔ ۵

مقطعات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شعرم چو گشت معجزه و سحر از او بکاستگفتند همگنان تو کلیمی و این عصاست
۲
بر بحر دست خواجه زدم خشک رود شدگفتم بلی نشان عصا این بود عصاست
۳
بار دگر چو بر دل سنگین او زدمنگشاد چشمه ها و نیامد قیاس راست
۴
جوی کفش که بحر عطا بود خشک شدلیک از دلش که سنگ سیه بود نم نخاست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth