خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا مرا مهر تو در دل رخ تو در نظر استدل ز غم مضطرب و دیده به خونابه تر است
۲
آب چشمم نگر و خون دلم ده که مرادل بلای دگر و دیده بلای دگر است
۳
تا مرا سوخت غمت پاک ز خاکستر مندیدهٔ اهل نظر طالب کحل بصر است
۴
اثر آتش عشق است درین خاکستر منگر شود کحل دهد نور بصر زآن اثر است
صفحهٔ ۱ از ۹