شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۲۵

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سپیده دم که شد از اختلاط لیل و نهارره مخالطه میش گرگ را دشوار
۲
میان سبزه تر بود در چرا رمهرسید گرگی و نگذاشت زان رمه آثار
۳
ز مهد خاک گشوده بگرم مهری چرخگرفت دایه صفت طفل مهر را بکنار
۴
نمود طلعت خورشید و شد ستاره نهانچنانکه از اثر خان عرب نمود فرار
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth