خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بسان چنگ بصد پرده می نهفتم رازفغان که ناله بی اختیار شد غماز
۲
مرا چو نی غم غربت به ناله می آردکجاست همدم و غمخواری غریب نواز
۳
مراست سینه چو قاپر از هوای بتاندلی نهفته ز بیداد مردم ناساز
۴
سزد که گر بنوازش کنند پرسش حالبه شرح راز برآید زهر رکم آواز
صفحهٔ ۱ از ۹