شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۴۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز شد غالیه سا عطر نسیم سحریکرد در صحن چمن شاهد گل پرده دری
۲
ناله مرغ سحر می شنوم باز مگرپرده افکند بهار از رخ گل برگ طری
۳
صوت بلبل سبب جلوه گل شد در باغبر مثالی که غزایم کند احضار پری
۴
می رسانید ضرر دیده مکافات عملنرسیدست کسی را ضرر از بی ضرری
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth