شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق حیران بتان سیمبر دارد مراچون بت از حالی که دارم بی خبر دارد مرا
۲
مردم چشم تو دارد فکر صد آزار دلهر چه بر دل می رساند در نظر دارد مرا
۳
نیست از مهر این که خونم را نمی ریزد فلکاز برای روزگاری زین بتر دارد مرا
۴
ساقیا سرمستیم از نشأه جام تو نیستاینچنین دیوانه سودای دگر دارد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth