خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بستی گره از بهر جفا زلف دو تا رابرداشتی از روی زمین رسم وفا را
۲
تا بسته مژگان تو گشتیم بغمزهزد چشم تو بر هم همه جمعیت ما را
۳
کس نیست که آیین جفا به ز تو داندآیا ز که آموختی آیین جفا را
۴
از دایره چرخ کشیدم سر همتتا چند کشم منت هر بی سر و پا را
صفحهٔ ۱ از ۲