خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه از عارست گر آن مه نیارد بر زبان ما راچه گوید چون بپرسد نیست چون نام و نشان ما را
۲
فلک چنگیست خم ما ناتوانها تارهای اورضای دوست مضرابی که دارد در فغان ما را
۳
با فغان ظاهرم وز ضعف پنهان وه که سودایتبه بی نام و نشانی کرد رسوای جهان ما را
۴
چه می پرسی ز احوال درون در آتش عشقتسیه ماریست مغز سوخته در استخوان ما را
صفحهٔ ۱ از ۲