شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ‌گه بر حال من رحمی نمی‌آید ترامی‌کشی ما را مگر عاشق نمی‌باید ترا
۲
می‌شود آتش ز باد افزون چه باشد گر مدامحسن روز افزون ز آه من بیفزاید ترا
۳
گر ز من در خاطر پاکیزه داری اضطرابمن شوم آواره تا خاطر بیاساید ترا
۴
چرخ می‌داند که در من تاب دیدار تو نیستزین سبب هرگز نمی‌خواهد که بنماید ترا
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth