خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۴۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این که در سر هوس آن قد رعناست مرافیض خاصیست که از عالم بالاست مرا
۲
اثر نور الهیست که در دل دارماین که پیوسته نظر بر رخ زیباست مرا
۳
بخود از عشق نه من خواسته ام رسواییآنکه این جنبش ازو خاست چنین خواست مرا
۴
نشأه عاشقیم حاصل این عالم نیستعالمی هست که این نشاه از آنجاست مرا
صفحهٔ ۱ از ۲