شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تندست یار و بی سببی می کند غضبدارد غضب همیشه بعشاق زین سبب
۲
مطلوب را چو نیست مقام معینیهرگز نمی رسد بنهایت ره طلب
۳
معلوم می شود که ندارد مذاق عشقاو را که از حرارت می می رسد طرب
۴
کام از لبت چگونه بیابند جان و دلدل می رسد بجان ز تو جان می رسد بلب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth