شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست تا صبح بجز فکر تو کارم همه شبکارم اینست جز این کار ندارم همه شب
۲
همه روزم شده شب اختر آن شبها اشکآه ازین درد چسان اشک نبارم همه شب
۳
لطف کن یک شب و در کلبه من گیر قرارتا بدانی که چرا نیست قرارم همه شب
۴
تا ندانند که من بهر تو می نالم و بسبفغان از همه کس ناله برارم همه شب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth