شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جانم در آن آرزوی وصال محمد استچشمم در انتظار جمال محمد است
۲
قدم خمیده چون فلک از جور دور نیستاز شوق روی ماه مثال محمد است
۳
جسمم ضعیف چون مه نو نیست از فلکبر یاد ابروی چو هلال محمد است
۴
این داغهای تازه که بر سینه منستاز اشتیاق دانه خال محمد است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth