خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماه من نخل قدت سرو خرامان منستسرو من ماه رخت شمع شبستان منست
۲
می کند حال مرا هجر تو بد وصل تو خوشهجر تو درد من و وصل تو درمان منست
۳
دل اسیر قد و جان مست می لعل تو شدقامتت کام دل و لعل لبت جان منست
۴
دور بادا قد جانان من از چشم بدانسرو گلزار نکویی قد جانان منست
صفحهٔ ۱ از ۲