شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صیقل آیینه دلها نم چشم ترستهر کرا نمناک تر دیده دلش روشن ترست
۲
روز نومیدی مراد از قطرهای اشک جورهبر گم گشتگان در ظلمت شب اخترست
۳
گریه کن آب چشمی ریز گر صاحب دلیکآدمی بی اشکی و آهی درخت بی برست
۴
دل که مملو از هوای دوست باشد چون حبابجلوه اش بالای دریای سپهر اخضرست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth