شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بهر صید آن ترک بدخو بر سمند کین نشستباز خواهد شد عنان صبر صد مسکین ز دست
۲
دید چون لطف جمالت باز بر هم زد زرشکنقش بند دهر در گلزار هر آیین که بست
۳
گر خورد خونابه دل بر یاد لعلت دور نیستباده پندارد اگر آبی دهی رنگین به مست
۴
پرده افکندی ز عارض ماه را تابی نماندچین گشادی زلف را بازار مشک چین شکست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth