شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مه دلاک من آیینه اهل نظر استهر زمان صید کسی کرده بشکل دگر است
۲
در تمنای وصال دم تیغش همه دمعاشقان را تن چون موی بخونابه تر است
۳
همه را غرقه بخونست دل از غمزه اورگ جان همه را غمزه او نیشتر است
۴
بکفی تیغ گرفته بکفی سنگ مدامبر سر عربده با عاشق خونین جگر است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth