شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل دامن هوای تو محکم گرفته استمرغی چنان هوای چنین کم گرفته است
۲
از عشق من که بهر تو رسوای عالممآوازه جمال تو عالم گرفته است
۳
تا شعله برون ندهد آتش دروندل رخنهای زخم بمرهم گرفته است
۴
بگذر ز زیر طاق فلک بی توقفیکز اشکم این بنای کهن نم گرفته است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth