شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هست ما را زندگی از جوهر شمشیر دوستروح ما گر هست جوهر جوهر شمشیر اوست
۲
عالمی دارم که مستغنیست از مهر فلکروز و شب روشن ز مهر گلرخان ماه روست
۳
گرچه ما را کشت تیر او ز بدحالی رهانداز نکویان در حقیقت هر چه می آید نکوست
۴
قطع شد آب حیات از باغ عمر ما هنوزمیوه مقصود پنهان در نهال آرزوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth