خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا هرگه که پندی میدهد با چشم تر ناصِحنهال محنتم را میدهد آب دگر ناصح
۲
بس است این سوز در من گر نصیحت نشنود زین بسبه دم هردم نسازد آتشم را تیزتر ناصح
۳
مرا گوید که مردم را به افغان درد سر کم دهنمیدانم چه حاصل میکند زین درد سر ناصح
۴
نصیحت میکند کز خلق پنهان دار دردت راندارد غالبا از درد پنهانم خبر ناصح
صفحهٔ ۱ از ۲