خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عکس لبت نمود دلم کرد خون قدحدردا که کرد سوز درونم فزون قدح
۲
بر باد داد رخت سرای سلامتمیارب که چون حباب شود سرنگون قدح
۳
نقش تو می کند رقم صفحه درونپا می نهد ز دائره خود برون قدح
۴
گردد مدام کف بلب آورده هر طرفبر عقل روشن است که دارد جنون قدح
صفحهٔ ۱ از ۲