شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن که در نظرم عارض نکوی تو باشدسواد چشم مرا روشنی ز روی تو باشد
۲
تو قبله و مرا نیست تاب آن که زمانیبسان قبله نما دیده جز بسوی تو باشد
۳
فرشته راست بیک وجه نسبتی بتو امانه ظاهرست که آن هم بخلق و خوی تو باشد
۴
بوصل تو نکنم رغبتی که در دل تنگمز بیم هجر همان به که آرزوی تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth