خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۷۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پای دل ز عشق تو در گل بماندهاز دیده دور گشته و در دل بمانده
۲
جانا عجب بماندهام از خود که روز و شبتو با منی و من ز تو غافل بمانده
۳
کاری است پر عجایب و پوشیده کار توباری است اوفتاده و مشکل بمانده
۴
دری نهفتهای تو به دریای عشق درما از نهیب موج به ساحل بمانده
صفحهٔ ۱ از ۳