خلوتی با فضولی
شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بخاک پای تو تا ترک سر نخواهم کردهوای کاکلت از سر بدر نخواهم کرد
۲
قضا که عشق توام یاد داد می دانستکه غیر عشق تو کار دگر نخواهم کرد
۳
چنان ز دست غمت خاک کرده ام بر سرکه روز حشر سر از خاک بر نخواهم کرد
۴
مپرس حال دل خسته ام طبیب که منز راز خویش کسی را خبر نخواهم کرد
صفحهٔ ۱ از ۲