شعر را زندگی کن
خلوتی با فضولی

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به حالم التفات آن ماه‌رو بسیار کم دارددل از کم‌التفاتی‌های او بسیار غم دارد
۲
دمی از مهر بیند سوی من آن مه دمی از کینبه سان صبح تیغ التفات او دو دم دارد
۳
چه خوش باغی‌ست عالم پر گل و سوسن چه سود اماگلَش بویِ تغیّر، سوسنَش رنگِ عدم دارد
۴
نمی‌گردد خیال گرد راهش دور از چشمممحال است این که خیزد گرد از جایی که نم دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth